الشيخ محمد جواد الخراساني
305
مهدى منتظر (عج) (فارسى)
و نفاق و ستمگرى ، تا اينكه نماند در روى زمين مگر يك دين و يك آيين و آن دين ستودهء ختم المرسلين و توحيد خالص رب العالمين ، و نماند مگر يك فرقه و آن فرقه هاديهء مهديهء اعنى شيعهء اثنى عشريّه لا شرقيّه و لا غربية يعنى لا صوفيّة ! و لا شيخيّة و لا كسروية و لا مزدكية . پس مؤمنين را از تحت شكنجهء تقيه و اسارت ستمگران نجات دهد و زمين را از لوث همهء مفسدين پاك سازد و هر فسق و فجور و بدعت و ضلالت را براندازد ، عبادت با حريّت و آزادى را خالص از هرگونه ساختگىهاى بشر رواج دهد ، و تمكّن اجراى همهء قوانين اسلام و حدود و احكام برقرار كند . خلاصهء همهء اينها اين است كه اسلام را از سر گيرد و دعوت را تجديد كند و لباس نو بر اندام وى بپوشاند ، زيراكه همهء اينها آثار اسلام است كه در اثر طول زمان و تصرف ايادى نااهلان يا جباران و ستمگران محو گشته پس او دوباره زنده كند و رسوم او را تازه كند و حقيقت او را از پس پردههاى اوهام ظاهر كند . قهرا او در نظر عوام بلكه خواص آلودهء به اوهام و پرورش يافته در رسوم و عادات أيام اسلام جديد مىنمايد ، لهذا در اخبار به جديد بودن آن اشارت يافته . تجديد دعوت به اسلام و قرآن و تجديد آن و آوردن امر جديد دو امر مهم بر عهدهء آن حضرت است : يكى : اينكه تجديد دعوت كند به اسلام و قرآن يعنى : از نو مردم را دعوت كند به اين دو . دوم : اينكه احكام و امورى جديد در مردم نشر دهد ، اين دو امر با يك مقدمه روشن مىشود و آن اين است كه دو مطلب را بايد تأمل و تدبّر كرد : اول : هركس به صرافت طبع خود در وضع اسلام از بعد پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلم تا زمان ما تأمل كند ، فتنهها و مصائبى كه بر وى وارد شده را در نظر بگيرد ، چه از ناحيهء خلفاء و سلاطين و حكمفرمايانى كه در رأس قرار گرفتهاند و مطابق هوا و ميل خود او را كم يا زياد كرده و